دیروز بعد از ظهر جناب پدر تشریف اوردن خونه و گفتند احمد برو نون بخر!
من : خب می خواستی می یومدی بالا از مهدی ( اسم فروشنده مواد غذایی ) بخری!
نه می خوام نون از نون وائی باشه![]()
بنده : خب تو راه می گرفتی![]()
تازه می خوام گنجدی هم باشه
- دیگه گنجدی کسی نمی پزه ، ممنوعه!
همشون می پزن ، از وقتی ممنوع شده مردم بیشتر گنجدی خور شدن ![]()
- هرکه طوطی خواهد جوره هندوستان کشد
نوبت منم می رسه
-
ها ! الان میرم!
تو صف نون وائی اول یکی از دوستان را می بینم که نوبتش بود هی اصرار می کنه که بیا و من برات می گیرم ولی خب حس احترام به حقوق دیگران یهو جو گیر می شه و میگه نه![]()
حالا این بار نوبت من شد! معلم ادبیات سال اول و سوم دبیرستان
را دیدم
سلام آقای انصاری! خوبین !
آقا بفرما چند تا می خواین؟
۳ تا بدون صف هم می دن به یاعلی اش نمی ارزد! ( یعنی منظورش چی بود )
تازه برا ۳ تا نون نمی خواد منت تو را هم بکشم!![]()
راسی چیکار می کنی؟ کدوم دانشگاه !
- حدس بزنید ؟
صنعتی اصفهان!
- نه ![]()
اصفهان ؟
- نه ![]()
نکنه بدجنس الان قبل از امتحانا اومدی خونه
تهران ! امیرکبیر ! شریف
-![]()
![]()
![]()
- آقا مگه یادتون نیست اگه ما درسمون سر کلاس شما خوب بود به خاطر اون سی دی هائی بود که براتون می آوردیم!
نه بابا خودتم یه چیزائی حالیت بودا!
- اگه حالیم نبود که این همه سی دی به شما نمی دادم ![]()
خب حالا جدا کجا !
- دانشکده الافی! در منزل هستم!
- می خوام برم سربازی
درس نخون اصلا! به چه دردت می خوره!
خر نشی یا!
- البته ما اگه نخوندیم به خاطر دبیرامون بود که بد بودن![]()
اختیار دارین ! بدی از خودتونه! ما گل بودیم!
ـ اون که بله شما خدائیش خیلی خوب بودین! ما را حلال کنید
( اینجا یه واژه قلنبه گفت یادم نیست
)
آخه این یکی از معلمائی بود که واقعا خیلی منا تحمل کرد
یادمه یه باز زنگ تفریح یکی از بچه ها را که می خواست منا خیس کنه با نقشه تو دستشوئی مدرسه گیر آوردیم و بعد شلنگ را کردیم تو شلوارش و بعد شیر تا ته باز ![]()
![]()
اونم سر کلاس آب اورد و پاشید به من
ایشون هم دبیرمون بودن
منم مثل بچه آدم پیرهنم را در آوردم! ( هیچ وقت عادت به پوشیدن عرق گیر " زیرپوش" نداشتم )
در نتیجه لخت بودم
و بردم و انداختم لب پنجره
حالا این بنده خدا می گفت : قاسمی تو را به خدا التماست می کنم بپوش
منم گفتم خشک بشه چشم
خلاصه چون من لخت بودم با چشم بسته شعر را معنی کرد برامون ![]()
![]()
![]()
هیچ وقت یادم نمی ره![]()
ولی معلم خوبی بود ظهر ها خراب می شدم سرش تا دم خونه می رسوندم ![]()
خیلی از دیدنش خوشحال شدم و از اینکه حلالم کرد![]()
برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید!